چهارشنبه, 27 دی 1396 - Wednesday, 17 January 2018
کد خبـر : 18
تاریخ انتشار: چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۴۴

سید صادق نبوی

تاریخ دشتی چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۸۷ مرحوم حاج سيد محمد صادق نبوی حاج سيد محمد صادق فرزند حاج سيد علی نبوی در سال 1318 هجری قمری در روستای چاوشی دشتی به دنيا آمد.به سن هفت سالگی به مکتبخانه ی شيخ علی بن شيخ حمود رفت و به مدت شش سال در آن مکتبخانه به فرا گرفتن قران مجيد و پاره ای از کتب فارسی پرداخت.سپس در سن سيزد ه سالگی برای تحصيل مقدماتی علوم عربی به قريه ميانخره خدمت استاد سيد علينقی دشتی شتافت.و در سن 18 سالگی که دوره کتب صرفی و نحوی را به پايان رسانيد.و در سن 20 سالگی ازدواج کرند. بنا بر طبق شجره نامه سادات دشتی با سی و نه واسطه نسبش به حضرت امام زين العابدين علی بن حسين منتهی می گردد.و ایشان در بعضی از نقات استان به تدريس پرداختند ولی هميشه در شعر شاعری نمونه بودند.سيد محمد صادق نبوی در روز دهم آذر 1369 خورشيدی برابر با 12 جمادی الاول۱۴۱۱ ه ق در بوشهر زندگی را بدرود گفتند.دو رباعی بسيار زيبا از استاد نبوی: این خشت که زير پای این بنيان است اغشته به خون صد هزار انسان است فردا که من و تو نيز در خاک رويم تا پيکر ما خشت کدامين ايوان است ----------------------------------------------------- اين خشت سر بزرگواری بوده است يا از سر شاه و شهرياری بوده است امروز که زير پا لگد مال شود در دوره خويش تاجداری بوده است ---------------------------------------------------- من کشته نفس سر کش خويشتنم سر گشته و آواره دور از وطنم خواهی که هويت من را بشناسی آن ذره ناچيز فرو مايه منم --------------------------------------------------- طومار صفت به دور خود می پيچم وز گردش دور خويش دايم گيجم ماهيت من اگر زمن می پرسی من حاصل ضرب هيچ اندر هيچم و چند شعری از ایشان که در سوگ فرزندان جوانش سروده است: هزار افسوس کز جسمم روان رفت ز پيشم ان نگار مهربان رفت چنان از من به سرعت روی برتافت که گويی تير از شست کمان رفت -------------------------------------------- فراقت از من برده طاقت هوش اجل کو تا مرا گيرد در آغوش زچشمم آب وز دل ريزد آتش ميان آب و آتش ميزنم جوش ------------------------------------------- زسوز دل زنم آتش بر افلاک کنم جای گريبان سينه را چاک نداند حال زارم غير آن کس که فرزند جوان را کرده در خاک و این هم يک شعر از ایشان که در مورد کمک به بيچارگان است و اینکه بايد با ظالم و ستمگر جنگيد: نصيحتی است مرا با تو ای عزيز پدر بشرط انکه در گوش گوشواره کنی به هر مقامی که باشی خدای را می باش مدام کار ستمديدگان اداره کنی به دستگيری بيچارگان بکوش بکوش نياز نيست در این باره استخاره کنی به دوستان وفادار مهربان می باش حواله سر دشمن به سنگ خاره کنی برگرفته از کتاب دشتی و دشتستان
نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظرات

محل تبلیغات شما